رهیافت به بین خطوط

تحلیل ریشه ی ضعف های سیستم

رهیافت به بین خطوط

تحلیل ریشه ی ضعف های سیستم

ادامه

۲-عوام کم سواد : 

این گروه اکثریت تشکیل دهنده ی سپاه هستند ،به طوری که بدنه ی سپاه را اینها تشکیل می دهند.تمام کسانی که یه دلیلی گذرشان به یکی از پادگانهای سپاه افتاده ناخوداگاه به این مسئله پی برده اند و ازآن متعجب شده اند که چرا اکثر افرادی که در این مکان تردد می کنند به نحوی حالت های غیرطبیعی دارند.نماد این گروه به راستی کسی نیست جز محمود احمدی نژاد.این طیف انسان را وامی دارند تا با دقت بیشتری اندیشه های نژادپرستانه را مرور کند.اکثریت ایشان کوتاه قد هستند وچهره های نامتناسبس دارند .اندام های لاغر و حرکات اندامشان بسیاربی تناسب است. آی کیو بسیار پایینی دارند و حضور در سپاه را صرفا راهی برای امرار معاش میدانند.عموما اعتقادات قشری مذهبی دارند اما برای دفاع از ان حاضر به پرداخت هزینه نیستند.این طیف نیز از طریق همسران و فرزندان خود به شکاف بین مردم و حاکمیت پی میبرند وبدان می اندیشند.این طیف وسیع که در حقیقت بازوی اجرایی سپاه هستند ،عملا بازویی ضعیف هستند چرا که حضور ایشان در سپاه به واسطه ی نیاز نظام به یارگیری از توده ها به نفع خودش بوده نه آزمونهای سنگین نظامی .بعد از پایان جنگ و به مرور زمان سپاه به اهرم نظامی حفظ حاکمیتی بدل شد که پایگاه مردمی ندارد.لذا در این معادله می بایست نظام با پرداخت رشوه گروهی از مردم را به استخدام خود دراورد.با توجه به این که در سالهای پس از جنگ ،اکثرنظامی های رژیم در شرایط سنی بالایی نبودند لذا توقع انتقال قدرت در سپاه از نسلی به نسل بعد عملا بی نتیجه بود .بنابراین در سالهای رکود اقتصادی و بیکاری ،همانگونه که تا امروز نیز ادامه دارد ارگانهای نظامی و انتظامی حکومت برخلاف سایر ارگانهای دولتی درهای خود را به روی داوطلبان گشودند ودر شرایطی که سالهاست هیچ ارگان دولتی در ایران نیروهای خود را استخدام نمی کند و صرفا به صورت قراردادی ایشان را به کار می گیرد،برای استخدام شدن در سپاه فقط کافی است اراده کنید .از سوی دیگر به دلیل بی پایه بودن نظام ،اکثریت مردم حاضر به حضور در سپاه نمی شوند و در نهایت درهای بازسپاه وعدم استقبال عمومی کار را به جایی میرساند که تنها اقشار روستایی وگروههایی که به هیچ سمت و شغل دیگری توان وارد شدن ندارند جذب این ارگان می شوند .با این مکانیزم در حقیقت سپاه می کوشد برای حفظ حاکمیت بر مردمی که اورا نمی خواهند از میان همان مردم یارگیری کند اما در نهایت مجبور به استفاده از ضایعات این مردم می شود و نتیجه می شود انچه امروز است :اکثریتی تن آسا که از حضور در تمرینات نظامی هم سرباز می زنند چه رسد جنگ و درگیری پر هزینه .کمت این که ایشان پی برده اند که اکثریت جامعه را با ایشان سر سازگار نیست فلذا از برملا شدن هویت خود بسیار می ترسند خصوصا در شهرستانها.بی دلیل نییست که نیروهای سپاه با لباس شخصی در محل کار حاضر می شوند وتنها در محل کار اقدام به تعویض لباس می کنند و مجددا با لباس شخصی محل کار را ترک میکنند. هستند سپاهیانی که افراد همسایه ایشان سالهاست که نمیدانند وی در سپاه کار میکند .ترس از سالها پیش در وجود اینها لانه کرده و به واسطه ی همین ترس تزلزل و عدم اعتماد به نفس از خصوصیات بارز سیاسی ایشان است .ازدیگرسو سران سپاه برای حفظ نیروهای خود و یارگیری از میان مردمی که کمتر حاضر به حضور در این ارگان می شوند به گونه ای سبک سرانه و با تساهل نسبت به اعضا سپاه موضع گیری کرده و نتیجه ی آن نیرویی است بسیار تنبل که هیچ چارت منظمی ندارد .اکثر برنامه های روزانه سپاه با از زیر کار در رفتن یا بی تفاوتی اکثریت صورت می گیرد کما این که سران سپاه با این خیال که با شستشوی ذهنی و استفاده از اهرم دین می توانند اعضا خودرا بیشتر در اختیار بگیرند،بیشتر برنامه های روزانه سپاه حول مسایل مذهبی و ادعیه واثالهم می گذرد که عملا روح خمودگی را در این سیستم خواب الود تزریق می کند که این البته خصوصیت مخدر گونه ی دین است .به هرحال در درگیری های بزرگ به هیچ وجه کارایی ندارند و حتی اگر گروه فرماندهان جنگ دیده برای اعلام دستور اتش همواره اماده باشند بازویی که باید ماشه را بچکاند عملا از کارافتاده است .هویت سپاه بسیار شبیه به ذهنیت توده های باستانی ایران از جماعت مغول است .مغول ها هم سالها با ترسی که مردم از ایشان داشتند حکومت کردند تا روزی که مردم پی به حقیقت این غول پوشالی بردند و با تلنگری ان را فرو ریختند.حقیقت این است که اکثر مشمولین نظام وظیفه تمایل دارند سالهای سربازی خود را در سپاه بگذرانند و این یک باور عمومی است که میتوان رد ان را در جامعه دنبال کرد و دلیل ان تنها امکان ساده بودن سربازی در سپاه است به دلیل بی در و پیکر و بی نظم بودن ذاتی ان .و این بی نظمی سرانجام با افزودن بر خود به بی نظمی کامل منجر می شود:مرگ.

شناخت مقدماتی سپاه پاسداران-غول پوشالی

بعد از درگیری های اخیر ایران نام سپاه پاسداران مکررا به گوش می رسد.لازم می دانم به عنوان کسی که بیش از ۴ سال در رده های مختلف سپاه خدمت کرده ام برای ابهام زدایی از ذهن هموطنانم توضیحاتی در باب ساختار سپاه عنوان کنم: 

اعم نیروهای سپاه را می توان در ۴ طبقه قرار داد: 

۱-جنگ دیده ها 

۲-عوام کم سواد 

۳- فارغ التحصیلان دانشگاه امام حسین 

۴-کادر اداری 

جنگ دیده ها:این بخش که از نظر کمی پایین ترین تعداد را در سپاه شامل می شود  در حقیقت بخش فرماندهی سپاه است.اینها بسیار متعصبند اما به دلیل کهولت کم توان شده و کم کم انگیزه های خود را از دست داده اند .کما این که بسیاری از ایشان عملا بازنشسته شده و از گود خارج شده اند.از سوی دیگر این دسته به دلیل این که فرزندان جوان و گاه دارای نوه هستند تاثیرات قشر جوان و مطالبات ایشان به صورت مستقیم و غیرمستقیم به آنها می رسد و ایشان را به تامل وامیدارد .نماد این افراد را می توان سردار فضلی عنوان کرد که در درگیری های اخیر تهران با این که فرمانده سپاه تهران بود حاضر به شرکت در عملیات سرکوب مردم نشد.با این حال خطرناک ترین نیروهای سپاه در این دسته قرار می گیرند که البته تاثیزگذاری ایشان وابسته به نیروهای تحت امرشان است که در ادامه به معرفی انها خواهم پرداخت.